new book
سخن هفته
سخنرانيِ اكبرِ گنجي
 
مصاحبه با دکتر جمشید اسدی درباره‌یِ مسأله‌یِ نفت
نوشته چراغ آزادی

دکتر جمشیدِ اسدی، استادِ دانشگاهِ امریکنِ پاریس، به پرسشهایِ چراغِ آزادی در بابِ نسبتِ نفت با اقتصاد و سیاست در ایران پاسخ داده است.

از نظرِ وی، همچنان که دیکتاتوری در ایران بر اقتصادِ نفتی به لحاظِ زمانی مقدّم بوده است، نظامِ غیردموکراتیک را نیز سرنوشتِ محتومِ اقتصاد‌ِ نفتیِ ایران نمی‌توان دانست. از نظرِ دکتر اسدی پوپولیسم را در هر دموکراسی‌ای می‌توان مشاهده کرد؛ آنچه که پوپولیسمِ وابسته به نفت در ایران را پرخطرتر کرده است، نبودِ رقابت و آزادی در عرصه‌یِ سیاسی است. دکتر اسدی همچنین دولتی بودنِ صنعتِ نفت را لازمه‌یِ مالکیتِ مشاعِ ایرانیان نمی‌داند، و از خصوصی شدنِ صنعتِ نفت در یک اقتصادِ بازاربنیاد دفاع می‌کند. وی همچنین توزیعِ درآمدهایِ نفتی بینِ مردم را در شرایطی که اقتصاد آزاد نیست، مطلوب نمی‌داند، ولی همچنان بر همراهیِ خود با توزیعِ ثروتِ نفت میانِ مردم در یک نظامِ اقتصادیِ بازاربنیاد و یک نظامِ سیاسیِ دموکرات تاکید می‌کند. به نظرِ دکتر اسدی در صورتِ انتقالِ ثروتِ نفت به مردم، مالکیتِ مردم بر سهم‌شان از منابعِ نفتی باید کامل باشد؛ به این معنا که باید حقِ فروشِ سهامِ خود را نیز داشته باشند. از نظرِ دکتر اسدی پیش‌شرطِ اجرایِ چنان پروژه‌ای حاکم کردنِ اقتصادِ بازاربنیاد است. شما را به خواندنِ متنِ این مصاحبه دعوت می‌کنیم. مصاحبه را سعید قاسمی‌نژاد اجرا کرده است.

 

ادامه مطلب...
 
توزیعِ مردمیِ درآمد/ثروتِ نفت
(0 ده‌نگدان)
نوشته چراغ آزادی

از بدوِ کشفِ نفت در مسجد سلیمان، منابعِ نفتِ ایران یک ثروت عمومی در نظر گرفته شده و درآمدهایِ حاصل از آن به خزانه‌یِ دولت‌ها ریخته شده است. حتی ملّی شدنِ صنعتِ نفت در زمانِ دکتر محمدِ مصدق نیز این امر را دگرگون نکرد؛ انقلابِ پنجاه و هفت نیز چنین پیامدی نداشت. درآمدهایِ نفتی به خزانه‌یِ دولت‌ها واریز می‌شده است، تا دولت‌ها، چه مردمی و چه غیرِمردمی، آن را حسبِ صلاحدیدِ سیاستمدارانِ حاکم هزینه کنند. در ایران عموماً حاکمیتِ دولتِ ملّی بر صنعتِ نفت و درآمدهایِ آن حداکثر شکلِ ممکنِ تحقّقِ مردمی شدنِ ثروتِ عمومیِ نفت پنداشته می‌شده است.

ادامه مطلب...
 
پاسخي به مخالفان اقتصاد آزاد
(0 ده‌نگدان)
نوشته استیون هورویتز

در این هیچ شکی نیست که اقتصاد آمریکا در طول چند ماه گذشته با شرایط بسیار دشواری روبه‌رو بوده است.

همانطور که همیشه ‏این گونه بوده است، هنگامی که اقتصاد با مشکل روبه‌رو می‌شود، بسیاری این ادعاها را مطرح می‌کنند که سرمایه‌داری «دچار ‏مشکل شده است» یا «سیستمی مریض است» یا حتی «شکست خورده است». این واکنش در مقابل مشکلات اقتصادی به‌اندازه ‏ خود سرمایه‌داری قدمت دارد و نکته‌ جالب این جاست که کاملا اشتباه است. چیزی که این افراد در فهم آن مشکل دارند، ‏این است که مشکلات اقتصادی، از بحران مالی و مسکن اخیر تا رکود بزرگ، حال اگر همیشه هم نه، اغلب در نتیجه‌ دخالت ‏در بازارهای آزاد است تا شکست سرمایه‌داری.‏

ادامه مطلب...
 
ماشینِ بزرگِ ثروت آفرین
 
راست ناراست است
نوشته برينك ليندسي

با پايان گرفتنِ دوره‌يِ زمامداريِ بوش، دورانِ اتحادِ قديمي بينِ ليبرتارين‌ها و محافظه‌كارانِ جامعه‌گرا نيز ظاهراً به پايانِ خود رسيده است. پس از شكستِ فضاحت‌بارِ برنامه‌يِ اصلاحيِ نظامِ تامينِ اجتماعي، دستورِ كارِ سياسيِ راستگراها تقريباً از هر گونه آلودگي به عناصرِ آزادخواهانه (ليبرتارين) مبرا بوده است. حزبِ جمهوري‌خواه به مقامِ حزبي تنزل يافته است كه سياستِ قرض گرفتن و خرج كردن و تلاش برايِ گماردنِ وابستگانِ خود به موقعيت‌‌هاي لابيگري در واشنگتن مشخصه‌‌يِ آن است. در همين اثنا، جنبشِ محافظه‌كاران در شكلِ عموميِ خود انرژيِ خود را مصروفِ ضديت با همجنسگرايان، ضديت با مهاجران، خيال‌انديشي در خصوصِ جنگِ جهانيِ چهارم، تراژديِ خانواده‌يِ شياوو، و بازتعريفِ وطن‌خواهي در قالبِ اشتياق برايِ تجسسِ گسترده در زندگيِ خصوصيِ افراد و توجيهِ شكنجه كرده است.

ادامه مطلب...
 
یونان و استونی: دو نمونه‌ی متضاد
(0 ده‌نگدان)
نوشته استیو اچ. هنکی

کمیسیون اروپا، 12 می با آغوشی باز به استونی خوش‌آمد گفت و توصیه کرد که این کشور کوچک حوزه بالتیک اجازه پیدا کند که سال آینده به یورو بپیوندد. در سوی دیگر،  یونان در دوم می، هنگامی که شرکای اروپاییش همراه با بنیادهای پولی جهان اهدای 145 میلیارد دلار برای نجات این کشور به لحاظ مالی بی‌ملاحظه را بر عهده گرفتند،  با برخوردی بسیار متفاوت مواجه شد. یونان و استونی براستی دو نمونه متضادند.

ادامه مطلب...
 
برخاسته از صندليِ راحتي، ‌ايستاده بر زمينِ بلاتكليفي
(0 ده‌نگدان)
نوشته جان کریستمن

مقاله‌يِ زير واكنشي است ديگر به نوشته‌يِ «مفاهيمِ گونه‌گونِ آزادي» نوشته‌يِ برنان و اشميتز.

در میان بسیاری از نكاتِ نغز در مقاله بسیار جالب دیوید اشمیتز و جیسون برنان، نظری است که می‌گوید آزادی منفی و مثبت، مجموعه‌ای از معانی را در بر می‌گیرد تا اين كه يك دوگانگي را نشان دهد. [1] به نظر من بدرستی آن‌ها متذکر می‌شوند که پرسش‌هایی درباره درجه و نوع مناسب از آزادی که شهروندان از آن برخوردارند، نمی‌تواند با تحلیل مفهومي تعیین شود، که (به بياني كه از آنِ آن‌ها نيست، ولی احتمالاً موردِ استقبال‌شان خواهد بود) آزادی یک مفهوم ذاتاً بحث‌برانگیز است و بنابراین نمی‌تواند برای رفع مناقشات سیاسی به کار رود، از این رو، چنین مناقشاتی به اختلاف عقاید در بسیاری از مفاهیم منجر می‌شود

ادامه مطلب...
 


Developed & Designed by MediaPlus ©