new book
سخن هفته
سیاست بازی کمینه نظام بازار آزاد
 
نوشته جیمز بوکنان


‏«پيشرفت اقتصادی قرن بیستم كاملاً مؤید این مطلب است كه تنها اقتصاد بازار توانایی ایجاد كارآیی بالا در ‏اقتصاد ملی را دارد» ‏

 لئونید آبالكین

معنای اصلی بیانیه آبالكین كه به عنوان كلام آغازین از آن شروع كردیم واضح است همانطوریكه به این مطلب در ‏همه جا اشاره كرده‌ام اقتصاد بازار بهتر از سیستم‌های سوسیالیستی یا سیستم مركزی هدایت شده كار می‌كند. از ‏سوی دیگر ما در حال حاضر بر روی این مسئله توافق داریم كه منظورمان از اینكه اقتصاد بهتر كار می‌كند ‏چیست. این‌چنین اقتصاد بزبانی، اقتصادی است كه بسته‌هایی بزرگتر از كالا تولید كرده و خدمات بیشتری در ‏مقیاس ارزشيابی افرادی كه از آن استفاده می‌كنند ارائه می‌دهد. اقتصادی كه براساس اصول بازار سازمان یافته ‏است ارزش بیشتری از اقتصادی كه بر مبنای اصول غیر بازاری است ارائه مید.‏


چالش انتظارات

انتظارات خیلی بالا: اگر انتظارات به صورت غیر واقعی بالا است و مردم انتظار دارند که دموکراسی به صورت ‏خودکار رفاه، سلامت، آموزش و سایر چیزهای خوب زندگی را به ارمغان آورد، آنها مأیوس خواهند شد و حمایت ‏از دموکراسی تنزل خواهد یافت. دموکراسی جادو نیست. داشتن دموکراسی ثروت، سلامت و شادکامی آنی را ‏تضمین نمی کند. تنها چیزی که دموکراسی می تواند تضمین کندحق تعقیب خوشبختی است،اما دستیابی به ‏خوشبختی یا حتی ثروت زیاد را نمی تواند تضمین کند. آنها می بایست،با تلاش و کوشش در یک جامعه بر حق وبا ‏حاکمیت قانون، که در آن پاداش تلاش ها توسط قانون محافظت می شودو نه اینکه توسط بی عدالتی قدرتمندان ‏مصادره شود، حاصل شوند. ‏

انتظارات خیلی پایین: اگر انتظارات مردم خیلی پایین است، اگر مردم در انتظارانتخابات ناعادلانه و رفتارهای ‏غیر قانونی و نا حق صاحب منصبان حکومتی و استثمار وحشیانه از جانب پلیس می باشند و آن را می پذیرند. آنها ‏خویشتن را به اینکه یک زندگی با شکل ظاهری دموکراتیک اما بدون عناصر آن داشته باشند، تسلیم نموده اند. ‏برای اینکه دموکراسی موفق باشد شهروندان میبایست به عنوان یک امر بدیهی این انتظار را دشته باشند که ‏قضات، فرمان داران، اعضای شورای شهر، شهرداران، نمایندگان مجلس، رؤسای جمهور، وزرا، افسران پلیس ‏مطابق قانون عمل نمایند. در یک دولت مفسد و غیر دموکراتیک، هرگاه سران دولت قانونی عمل نمایند، ‏شهروندان شگفت زده می شوند در حالی که در یک دولت با حاکمیت قانون، هر گاه سران دولت غیر قانونی عمل ‏کنند،شهروندان شگفت زده می شوند. ‏

انتظارات واقعی یکی از عناصر کلیدی برای تحکیم دموکراسی و ثبات بخشیدن به آن است، اگر مردم انتظار نتایج ‏جادویی داشته باشند، مأیوس می شوند و دموکراسی را رها خواهند کرد. از طرف دیگر اگر آنها در انتظار رفتار ‏منصفانه از طرف دولت مردان و انتخابات عادلانه نباشند، ممکن است آنهامأیوس نشوند اما به قطع برای مدت ‏زیادی از دموکراسی بهره مند نخواهند شد.‏

چالش شرافت


‏ مهم است که زنان و مردان شریف به این درک برسند که قبول شکست در یک انتخابات عادلانه ـ در یک دولت با ‏حاکمیت قانون ـ  بسیار شرافتمندانه تر است  تا این که از قبول نتیجه سرباز زنند و با اسلحه بر علیه آن بجنگند.در ‏بسیاری از جوامع در حال گذار به دموکراسی،برای مردمی که مخالف بوده اند یا کسانی که به اهدافشان قویاً ‏معتقدند پذیرش اینکه طرف مقابل ممکن است به صورتعادلانه ای انتخابات را ببرد بسیار سخت است. ‏
ممکن است فرا گرفتن آن که قبول نتایج یک جریان قانونی  شرافتمندانه تر از به چالش کشیدن آن با زور است، ‏دشوار باشد. شرایط یک نیروی مخالف صادق یک شرایط شرافتمندانه است. نیروی مخالف صادق ممکن است ‏روزی  صاحب دولت شود، زمانی که چنین شد، دولت کنونی پایبندی خویش به شرافت را از طریق تبدیل شدن به ‏نیروی مخالف صادق ، نشان خواهد داد. آنچه ننگین است،نپذیرفتن نتایج یک انتخابات عادلانه در یک حکومت ‏دموکراتیک مشروطه است. ‏

شرافتمندی دموکراسی از زمانی که  به صورت عمومی درک شده است که، شکست در دموکراسی شکست در ‏همه چیز نیست، قابل دستیابی تر شده است. چرا که یک دموکراسی قانونی از حقوق زندگی، آزادی و مالکیت ‏محفظت می کند. و این امر را که در انتخابات آینده تبدیل به دولت شوند، برای نیرو های مخالف شرافتمند و ‏صادق امروز ، ممکن می کند.‏

چالش کثرت گرایی


‏  نظریه های دموکراسی که بر اساس ادعاهایی در مورد "خواست ملت" می باشند، همواره محکوم به شکستند. ‏یک ملت ممکن است متشکل از بسیاری از افراد،خانواده ها، قبایل، انجمن های مذهبی، شهرها، مناطق، و گروه ‏های قومی باشد. یک ملتهمانند یک فرد که می تواند یک عقیده شخصی در مورد چیزی داشته باشد، نیست. یک ‏ملت در درون خویش  نظرات زیادی درباره ی امور بسیار مهم خواهد داشت و لزماً همه ی آنها با هم توافق ‏نخواهند داشت. اگر یک دولت دموکراتیک در پافشاری بر یکسان سازی در بسیاری ازچیزها کوشش کند، ملت ‏خودش را تقسیم شده بر علیه خویش خواهد یافت. کشمکش بوجود خواهد آمد و آن کشمکش ممکن است به خشونت ‏هم بیانجامد. ‏

اگر قرار است دموکراسی موزون و پایدار باشد، محدودیت موضوعاتی که از طریق دموکراتیک درباریشان ‏تصمیم گیری می شود، بسیار مهم است. در یک دموکراسی قانونی با ثبات برای بسیاری از موضوعات از طریق ‏انتخابات دموکراتیک تصمیم گیری نمی شود، بلکه آنها برای انتخاب های آزاد افراد و گروه هایی ،که حقوقشان ‏توسط قانون محافظت می شود، کنار گذاشته شده اند. ‏

آزادی های مورد حمایت قانون بالاخص برای کشورهایی که اقلیت های دائمی مثل گروه های کوچک قومی یا ‏مذهبی  دارند، مهم هستند. اگر آنها تصور کنند که هرگزنخواهند توانست تبدیل به اکثریتی که بتواند در یک ‏انتخابات پیروز شود،شوند و اینکه اگر در اقلیت بمانند، حقوق بسیار ابتدایی آنها از آنها گرفته خواهد شد، آنگاه ‏ممکن است از جریان دموکراسی منحرف شده و شاید به خشونت متوسل شوند. آزادی ادیان، انتخاب پوشش یا عدم ‏پوشش موی سر، سخن گفتن به زبان منتخب و یا گردهمایی با دیگران بدونترس از بازداشت یا آزارواذیت،   همه ‏ی اینها در قانون اساسی یک کشور محافظت می شده و از تغییر در نتایج تصمیمات اکثریت متأثر نمی شود. ‏
چیزی تحت عنوان خواست یک ملت وجود ندارد، اما بسیاری خواست ها، نگاه ها علایق و نظرات متفاوت وجود ‏دارد. فرد باید از سیاستمداری که ادعا می کنند تنها یک  خواست ملی وجود دارد و اینکه او تنها صدای مشروع آن ‏است، بر حذر باشد.اگر درهرصورت صحبت از خواست ملت معنا دار بود، تنها می توانست با ارجاع به خود ‏قانون اساسی باشد نه با ارجاع به یک رهبر خاص یا هرگونه تصمیم خاص در مورد یک موضوع سیاست گذاری. ‏قانون اساسی ، شامل محاقظت هایش از حقوق، به خودی خود بیانگر میزان وحدت ملی است. ‏

چالش عدالت


‏ مخصوصاً در جوامع کثرت گرا با تنوع بسیار در اقوام، مذاهب، خانواده ها، قبایل یا زبان ها این خطر وجود ‏دارد که دموکراسی بتواند تبدیل به وسیله ای برای ظلم شود. بعضی سیاستمداران ممکن است مشکلات ملی را بر ‏گردن سایر گروه ها، معمولاً اقلیت ها، بیاندازند و سپس تقاضا کنند که دولت ثروت آنها را مصادره و خودشان را ‏تنبیه نمایند.‏

سیاستمداران فرصت طلب و مستبد، ممکن است تقاضا نماییند بعضی کالاها بین حامیان آنها باز توزیع شود. ‏حکومت ممکن است به یک وسیله ی غارت تنزل یابد. در چنین حکومتی زندگی، آزادی، یا دارایی کسی در امان ‏نیست؛ گروهی که امروز پیروز می شود و تمامی سایرین را چپاول می کند، ممکن است فردا شکست بخورد ‏وهمه ی آنچه کسب کرده بود ـ شاید هم بیشتر ـ از دست دهد. همه در بلند مدت می بازند. یک حکومت دموکراتیک ‏مشروطه، با محدود کردن اعمال دولت  به قید عدالت، و در نظر نگرفتن سیاست های دولت به عنوان  وسیله ای ‏برای پاداش دادن به حامیان سیاسی و تنبیه نیرو های مخالف، شرایط موفقیت را برای همه ایجاد می کند.‏
یک حکومت از طریق تلاش برای ربودن از عده ای و بخشیدن به عده ای دیگر، قطعاً فقر عمومی ایجاد می کند، ‏البته غیر از آنهایی که موفق می شوند قدرت عالی کسب کنند، کسانی که هرگز کمبود اماکن و اتوموبیل های گران ‏قیمت را حس نمی کنند.دفاع از عدالت بر علیه تجاوز و خشونت می بایست اولویت اول حکومت باشد.زمانی که ‏خود حکوت تبدیل به وسیله ای برای تجاوز و خشونت می شود خود دموکراسی در خطر می باشد.‏
 
< بعد


Developed & Designed by MediaPlus ©