| سخن هفته |
| چالشهای سرمایه گذاری ابتکاری در سوئد |
|
|
نوشته نیما سنندجی
|
|
|
اخیراُ مذاکراتی ضمن صرف نهار با آقای سیامک آلیان داشتم. او یک " آنترپرونر " ایرانی است که در سال 1989 به سوئد مهاجرت نموده. گر چه سیامک فارغ التحصیل فیزیک هسته ای از دانشگاه تهران است ،اولین کارش پس از آمدن به سوئد اخذ دیپلم مهندسی الکترونیک در سطح دبیرستان بود. وی از هشت سالگی مجبور به کار برای امرار معاش ضمن تحصیل بوده ، پس در سوئد نیز به همین روال ادامه داد و به یاری برادر زنش اقدام به تأسیس یک شرکت واردات کالا نمود.
این شرکت که در 1991 به ثبت رسید اقدام به واردات کالاهائی مانند البسه کودکان از ایران تا درب قوطی باز کنهای ساخت تایوان نمود . پس از گذشت یکسال سیامک و شریکش واردات شرکت را به وسایل رایانه مانند " سخت ابزار " تغییرجهت دادند. در 1997 که شرکت به معرض فروش گذارده شد ، میزان کل فروش سالانه آنان به 85 میلیون کرون سوئد ( معادل یکصد میلیارد ريال ) افزایش یافته بود. سیامک نمونه بارزی است از آنچه که سوئد بدان نیازمند است : آنترپرونرهائی متمایل به ریسک و سخت کوش در جهت رسیدن به اهداف خویش. واضح است که همگان توان تأسیس و مدیریت چنین شرکتهای چندین میلیون کرونی را دارا نیستند اما هدف من اثبات و یا نفی این موضوع نبوده و نیست. موسساتی با قابلیت توفیق در حد متعارف ، نیاز به استخدام تعداد زیادی کارمند یا کسب درآمدهای بسیار بالا (در مقایسه با شرکتهای بسیار موفق) ندارند. اما شمار زیادی از شرکتهای کوچک و متوسط به همان اهداف تولید در سطوح بالا و استخدام تعداد زیادی کارمند نایل خواهند شد و به هر میزان تعداد این آنترپرونرها در سوئد افزایش یابد ، شانس توسعه شرکتهای موفق نیز افزایش خواهد یافت. همانگونه که سیامک خود ابراز داشت ؛ در سوئد بسیاری از شرایط لازم و اساسی در جهت تشکیل چنین شرکتها و موسساتی وجود دارد.میتوان گفت که درسوئد زیربناهای مناسب همراه ثبات سیاسی، سطح پایین فساد مالی و همچنین افراد تحصیل کرده متخصص برای استخدام وجود دارد. دلیل و علت اصلی باز ماندن سوئد از رسیدن به یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان ، برخورد منفی جامعه در نگرش به پدیده سرمایه گذاری ابتکاری ( آنترپرونرشیپ) میباشد. عامل دیگر نحوه برخورد سوئدیها با اصل موضوع کاپیتالیسم است . به سرمایه گزاران بر چسب " طمعکار" زده میشود ؛ نه اینکه آنان را سخت کوشان مبتکر بشناسند. کسب سود و منفعت نیرو یا پدیده ای ویرانگر است. هیچ فردی مجاز به ابراز آشکار رضامندی و غرور ناشی از توفیق شخصی اش نیست. رویای سوئدی اینست که در حد متوسط ومتعارفی توفیق یابی، چنانچه قدری بیشتر از آن ادعا نمائی، در چشم همگان خوار و زبون خواهی گشت. و بدینسان است که هرگاه امتیازات آنترپرونرشیپ را جوامع از فرد دریغ بدارند، افراد هر چه کمتر متمایل به کسب توفیق خواهند گشت. بدین تریب ، لازم است که نه تنها بایست به سمت رفرمهای سیاسی در جهت بازگشائی فضای اقتصادی سوئد گام برداشت بلکه همزمان شایسته است تصویر مثبت تری از اقتصاد و سرمایه داری ارائه نمود. خوشبختانه " کنفدراسیون سرمایه گزاران سوئد " در راه رسیدن به این اهداف فعالیت گسترده ای را با عنوان " مجتمع شرکتهای آزاد " یا ( آنترپرونرشیپ آزاد) آغاز نموده است تا بدینوسیله چهره انسانی تری از افراد درگیر در چنین پروژه های تجاری و سرمایه گزاری را به جامعه ارائه دهد و ضمنأ شهروندان را در جهت تفکر خلاق رهنمون باشد. این فعالیت گسترده و جامع سابقه تاریخی جالبی دارد. طی دهه 70 ، یکی از موسساتی که بعدها پایه گذار " کنفدراسیون سرمایه گذاران سوئد " گردید ، پروژه ای را آغاز نموده بود که در متن آن " مرد مرعوب " عرضه و به نمایش گذارده شده بود– نمونه ای از تاجر یا سرمایه گذار در کشمش برعلیه سیستم سوسیالیستی. در زمانی که سوسیال دمکراتها میکوشیدند تا مالکیت خصوصی را در انحصار اتحادیه های کارگری بگذارند ، " مرد مرعوب " برای آن گروه از افرادی که به اقتصاد آزاد گرایش داشتند تبدیل به یک سمبول مهم شده بود. اکنون نیز این پیام همچنان به گوش میرسد . اما آیا این سمبول قادر خواهد بود که تصورات از پیش پرداخته شده در مورد "کاپیتالیزم " را از ذهن مردم سوئد پاک کند و بزداید ؟ آیا " مرد مرعوب " میتواند سوئد را به کشوری تبدیل کند که بیش از این شرمسار ثروتمند شدن نباشد ؟ تنها یک پروژه قادر به تغییر جهت و نحوه پندار شهروندان یک ملت با این پدیده نخواهد بود ، اما میتواند گام مثبتی در جهت صحیح باشد. نویسنده نیما سنندجی بنیان گذار و مدیر عامل " مخزن اندیشه " بازار آزاد در سوئد بنام Captus میباشد. www.captus.nu http://www.guardianabroad.co.uk/lifestyle/article/332 |
| < بعد | قبل > |
|---|