| سخن هفته |
| به دنبال کار |
|
|
نوشته نیما سنندجی
|
|
|
گفتی که بیکاری ؟ ... ما نمیتوانیم کاری به شما بدهیم.... اما میتوانیم شما را عقب مانده ذهنی رده بندی کنیم که بدانوسیله آ مار و ارقام رسمی بازار اشتغال خود را نیز بهبود بخشیم إ این پیامی بود که یک دختر 25 ساله سوئدی بنام جسیکا پترشون از اداره کاریابی دولتی دریافت داشت. پترشون دیپلمه دبیرستان در رشته اقتصاداست و تجربه کار در اداره پست, یک سوپر مارکت باضافه موارد دیگری را دارد. در پی مدتی بیکاری , مسئول مستقیم وی در اداره کاریابی دولتی پیشنهاد نمود که لازم است با یک روانکاو متخصص در امور کاریابی دیدار نماید. از آنجا که " واقعاً مشکل است آدم بیکار بماند ". پترشون در مصاحبه با روزنامه سوئدی اکسپرسون اظهار داشت که بر خلاف میل خود و به توصیه اداره کاریابی مجبور به ملاقات با روانکاو شد. روانکاو تعدادی آزمایش به او ارایه کرد که باعث ایجاد ناراحتی و فشار روانی زیادی بر او شد , مثل ساختن اشکال و فرمهایی با بلوک چوبی. روانکاو در کمال تعجب نتیجه گرفت که پترشون بایستی " عقب مانده ذهنی " رده بندی شود زیرا که در ریاضیات آنچنان خوب نبوده است. جسیکا از شنیدن این براورد بسیار شوکه شده بود و به خبرنگار اظهار داشت: "ممکن است من یک نابغه در ریاضیات نباشم , اما خوب بلدم که بشمارم ". سپس اداره کاریابی سعی نمود توجیه نماید که این فقط یک مطلب سا ده در تغییر کُد رده بندی جسیکا به عنوان یک بیکار است. اگر او رضایت میداد که یک "عقب مانده ذهنی " رده بندی شود , از امتیازات فراوانی در پروژه های دولتی بهره مند میشد و او را سریعاً در یک برنامه دولتی به نام "سامهال" استخدام میکردند – هدف اصلی این پروژه ایجاد اشتغال برای معلولین است – شغل پیشنهاد شده ساخت و تعمیرات صندلیهای چرخدار بود. او گفت " حسس کردم که هراس و دهشت تمام تنم را فرا گرفته " . پروژه سامهال برای معلولین واقعی طراحی شده که هیچگاه قادر به انجام کارهای دیگر نیستند. .آیا حقیقتاً میتوانستم آنجا به کار مشغول شوم ؟ در جایی که اشتغال برای یک معلول مناسب و ایده آل میبود , اما برای من در واقع یک جهش بزرگ به عقب در توسعه شخصیتم و ضربه بزرگی نیز به اعتماد به نفسم محسوب میشد. پترشون در نهایت توفیق یافت اداره دولتی کاریابی را توجیه نماید که وی هیچگاه راضی به رده بندی خود به عنوان یک " عقب مانده ذهنی " نخواهد بود.او به خبرنگار اکسپرسون گفت که فامیل , رفقا ودوست پسرش همگی از شنیدن چنین ماجرائی به شد ت متاثر شده بودند. اسف بارتراینکه آنچه بر پترشون گذشت, یک ماجرای استثنایی درسوئد نبوده و نیست.اداره دولتی کاریابی بطورمداوم کوشش دارد که افراد را وادار به قبول رده بندیی "معلول" نماید. در اواخر سال 2006, 3/19 درصد از مراجعین جهت کاریابی را "معلول" رده بندی کرده بودند. پرفسورمیکاییل هولم کویست از دانشگاه استکهلم که تحقیقاتی درباره کارمندان- کارکنان پروژه سامهال به انجام رسانده بر این باور است که اکثر این افراد در حقیقت " معلول" نیستند. آنان با تهدید و تمهید وادار به قبول رده بندی " معلول " شده اند و این به روشنی بدان علت است که هرگاه متقاضیان کار " معلول" رده بندی شوند , آن تعداد از آنان از آمار بیکاران واقعی کسر شده و این امر خود موجب خوشنودی کامل دولت سوسیال دمکرات بوده است. باعث کمال تاسف است که دولتمردان سوئد میزان واقعی بیکاری را با استفاده از روش استخدام در پروژه های متعدد دولتی و همچنین دستکاری در آمار رسمی پنهان و پوشیده میدارند. اما رده بندی جوانان سالم تحت عنوان " معلول " اقدامی به حقیقت شرم آور است. کارشناسان امور سیاسی بر این باورند که تحقیر جوانان بیکار – شاید – یکی از دلایل شکست سوسیال دمکراتها در انتخابات آخر سال 2006 بوده است. نویسنده نیما سنندجی بنیان گذار و مدیر عامل " مخزن اندیشه " بازار آزاد در سوئد بنام Captus میباشد. www.captus.nu http://www.tcsdaily.com/article.aspx?id=091806D |
| قبل > |
|---|