| سخن هفته |
| اقتصاد رفتاری انقلابی در علم اقتصاد |
|
|
|
|
نوشته مانا کمایی
|
|
|
اقتصاد رفتاری یکی از شاخه های در حال رشد علم اقتصاد است که روانشناسی را با تئوری اقتصاد نئوکلاسیکی در هم می آمیزد. تاریخ علم اقتصاد در ابتدا نمایانگر رابطه تنگاتنگی میان علم اقتصاد و روانشناسی است. اثر مشهور آدام اسمیت١،" تئوری تمایلات اخلاقی٢"، که پایه های روانشناسی رفتار فردی را بررسی می کند گواه این امر است. توجه جرمی بنتام٣ به عوامل درونی تعیین کننده مطلوبیت نیز شاهد دیگری بر این مدعاست. با رشد اقتصاد نئوکلاسیکی وپذیرش پیش فرض انسان صددرصد عقلایی، روانشناسی به تدریج از علم اقتصاد حذف گردید و اقتصاد رفتاری در عمل از ادبیات اقتصادی خارج گشت. یکی از عوامل ظهور مجدد اقتصاد رفتاری، پیدایش و مقبولیت تئوری مطلوبیت انتظاری٤ است که به عنوان چارچوبی برای تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان ارائه شد و زمینه آزمون فرضیات اقتصادی بسیاری را فراهم کرد. به زودی مشاهدات ناسازگار با پیش بینی های منطقی اقتصادی فرضیات غالب را به چالش گرفت و عرصه را برای احیای اقتصاد رفتاری گسترد. یکی دیگر از عوامل احیای اقتصاد رفتاری این بود که روانشناسانی چون تورسکی، ادواردز و کانمن٥ با ارائه " تئوری مشاهدات آتی٦ " به توضیح مشاهدات ناسازگار با تئوری های تصمیم گیری اقتصادی پرداخته و عملا علم اقتصاد و روانشناسی را مجددا در هم آمیختند٧. اقتصاد رفتاری همچنین کاربرد فراوانی در توضیح رفتار ناسازگار با پیش بینی های اقتصادی در بررسی تصمیم گیری های میان دوره ای دارد. اقتصاددانان رفتاری بر این عقیده اند که یکی از دلایل وجود مشاهدات ناسازگار با پیش بینی های نئو کلاسیکی اینست که افراد اغلب تصمیمات خود را بر اصول و قواعد تقریبی روزمره اتخاذ می کنند؛ در حالی که در علم اقتصاد پیش بینی تصمیمات فردی بر اصول و قواعد صد در صد عقلایی استوار است. دلیل دیگر آنان اینست که در تئوری های اقتصادی تصمیمات عقلایی افراد بر اساس اقعیات اتخاذ می گردد؛ در حالی که در دنیای واقع رفتار افراد تحت تاثیر چارچوب ظاهری مسائل قرار می گیرد و ماهیت واقعی امورعملا نقش چندانی در اتخاذ تصمیمات آنان ایفا نمی کند. اقتصاد رفتاری فرضیات حاکم را به چالش می گیرد و مدل های اقتصاد نئوکلاسیکی را در چارچوبی نئوکلاسیکی تغییر می دهد. تئوری های اقتصاد رفتاری بیشتر با بررسی رفتار افراد در شرایط کنترل شده آزمایشی و به کمک داده های حاصل از پرسشنامه ها توسعه یافته اند؛ اما در سالهای اخیر مشاهدات دنیای واقع نیز نقش عمده ای در پایه ریزی مدلهای اقتصاد رفتاری داشته اند٨. منتقدان اقتصاد رفتاری عمدتا بر عقلایی بودن افراد تاکید ورزیده و بر این عقیده اند که رفتار مشاهده شده در شرایط کنترل شده آزمایشی و داده های حاصله از پرسشنامه ها، لزوما نمای درستی از دنیای واقع نشان نداده و بنابراین کاربرد چندانی در دنیای واقع ندارد. یکی از دلایل عدم اطمینان اقتصاددانان سنتی به روشهای اقتصاد رفتاری اینست که افراد لزوما تمایلات واقعی خویش را در شرایط کنترل شده آزمایشی و پرسشنامه ها- بدلیل نبود انگیزه کافی و وجود اریب سیستماتیک در این روشها- نشان نمی دهند. اقتصاد دانان رفتاری این انتقادات را وارد نمی شمارند. بر اساس ادعای آنان، بدلیل سازگاری مشاهدات رفتاری در کشورها و شرایط متفاوت ، نتایج حاصل از آنها مفید و قابل اتکا می باشند. در مجموع، بحث و جدل درباره نقاط قوت و ضعف اقتصاد رفتاری بسیار است؛ اما خلاصه امر اینست که اگرچه نمی توان ضعفها و چالشهای موجود در اقتصاد رفتاری را ندیده گرفت، اما باید پذیرفت که مدلهای رفتاری، در صحت پیش بینی در بسیاری از موارد از مدلهای اقتصاد سنتی پیشی گرفته اند. ١-Adam Smith ٢-The Theory of Moral Sentiments ٣-Jeremy Bentham ٤- Expected Utility Theory ٥- Amos Tversky, Ward Edwards, and Daniel Kahneman ٦-Prospect Theory ٧- دانیل کانمن به سبب در هم آمیختن اقتصاد و روانشناسی در سال 2002 برنده جایزه نوبل شد. ٨-داده های حاصله از مبادلات بازار بورس و مزایدات از این جمله اند. منابع
Camerer, C. F., Loewenstein, G., and Rabin, R., (2003) Advances in Behavioral Economics- Kahneman, D. & Tversky, A., “Prospect Theory: An Analysis of Decision under Risk”, Econometrica, (1979), 263–291- Matthew Rabin, “Psychology and Economics”, Journal of Economic Literature, (1998), 11-46-
|
| < بعد | قبل > |
|---|